کودکی های مرا این شعرها ترسانده اند.

گرچه در فهماندن اندوه هم در مانده اند...

اشک های چشم من پاییز راخشکانده اند

 

روزهایی در غزلباران چشمان کسی

تا کنار خانه ی دریا دوبیتی خوانده اند...

 

بیت های من میان قحطی لبخند سوخت

یونسم! حتی مرا از بطن ماهی رانده اند...

 

لحظه لحظه  قصه ها رنگی تر از رنگی شدند

نصف آدم ها ی شاعر!! هم بهشتی مانده اند...

 

انتظار جمعه ها ی هفته  تکراری شده

گوش ها را تا همیشه ندبه ها خوابانده اند...

 

"بازباران در ترانه می شکافد خانه را"

کودکی های مرا این شعرها ترسانده اند....

 

لابلای صفحه ی  گمگشته های شهرتان

عکسهای  بچگی های  مرا چسبانده اند....

/ 15 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طلایی

با اینکه از شیوه ی شما خوشم می یاد اما تولید انبوه عیار کاراتونو پایین می یاره. گاهی نیاز نیست که حرفی بزنیم یا اینکه اساسا حرف بزنیم. به نظرم این کارتون خیلی افت کرده. ببخشید فضولی کردم

طلایی

با اینکه از شیوه ی شما خوشم می یاد اما تولید انبوه عیار کاراتونو پایین می یاره. گاهی نیاز نیست که حرفی بزنیم یا اینکه اساسا حرف بزنیم. به نظرم این کارتون خیلی افت کرده. ببخشید فضولی کردم

علي اصغر موذني

سلام با مطلب " جاده فارسیان را دریابید " منتظر نگاه سبزتان هستم شادوتندرست باشید

طلایی

سلام مجدد همین که چشمه شعر تون قل زده خوشحال کننده است. امیدوارم روزی زیارتتون کنم. رگه های عرفانی شعرتون رو پاس می دارم. ممنون که قابل دونستید. از هفته دیگه یک ماه ایران نیستم. اگه فونت فارسی نداشتم نمی دونم چطوری بنویسم. شاید انگلیسی نظر بذارم. به هر حال رصد خواهم کرد کارهای زیباتونو، حتی اگه کم شعر بگید، یا نگید، شما توانمند هستید. در سایه نیز نور شما کم نمی شود هرگز کسی به قدر تو، مریم، نمی شود!!

بهنام صداقت

من تو را سر کشیده ام دیگر از تو خالی شدن محال من است... سلام با احترام دعوتید به شعر و نقد.

ر.ص

سلام.این مهمه که خواننده از خوندن یه غزل خسته نشه و بتونه بیت به بیت با اون جلو بره.کار خوب و دلنشینی بود...انتظار جمعه ها....بیت زیایی بود. [گل]

یاس خیال

سلام مهربانو وزیری لابلای صفحه اشعارتان یک غزل از مهربانی دیده ام دلتنگ سروده های بسیار زیبایتان بودم خرسندم که مجالی برای عرض ادب و خوانش غزلی بدین زیبایی از اندیشه و احساس مهربانتان یافته ام آفرین بر قامت رعنای دوست جان فدای همت والای دوست [گل][گل][گل]

حسيني

با سلام.. شعر زيبايتان را خواندم. به نظر شما سال 1392 سال مار بايد منتظر اتفاق و رويدادي جديد در دنيا باشيم يا نه؟ آپم و منتظر نظر آموزنده اتان...

محمد ملکشاهی

سلام زیبا بود موفق باشید سری به من هم بزنید خوشحال می شوم

erfanfame

سلام.اومدم اجازه بگیرم.که شعراتونو با یکمی تغیر رو بیت صنتی به سبک رپ بخوانم.و اگر اجازه بدین منبع هم ذکر میکنم.لطفا جوابم رو به همین ایمیل ارسال کنید.با تشکر از همه ی شاعران.