مرد نمی شوی حسود...

چشم تو ونخاله ها از دل من نبرد سود
کاش نگاه آخرم تلخ تر ازهمیشه بود

برگ به برگ بودنم مشق غزل نوشته است
من تئوری مرگم و خانه ی من میان رود..

شاعره های شهر من با هوس آشنا شدند
بوی تعفنش چرارفته به عمق بوی عود؟؟

شهر به شهر قصه ها از تو فرار می کنند
این غزلم حقیقتست..رد شده از خط عمود

کاسه ی صبرتازه ام پرشده از کنایه ها
ماه شدم و مشتری طالع زرد من سرود..

می گذرم از این غزل .تا به تو اقتدا کنم.
سوره به سوره مریم و قامت قبله ات کبود..

بخت زنان هرزه و فاحشه های بی پناه..
آنچه تو لایقش شدی در دل این ترانه بود

فرصت مرد بودنت حال به سر رسیده است
چادر من سرت نکن. مرد نمیشوی حسود....

/ 23 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسن

درود بر شما ... واقعا زیباست ...موفق و سرافراز باشید

موذن

سلام با دو مطلب آجرک الله یا بقیه الله و همایش روز هوای پاک در گالیکش منتظر نگاه سبز شما هستم . همت تان پایدار بهترین ها را برایتان آرزومندم

موذن

سلام با دو مطلب آجرک الله یا بقیه الله و همایش روز هوای پاک در گالیکش منتظر نگاه سبز شما هستم . همت تان پایدار بهترین ها را برایتان آرزومندم

آذر کیوان

سلام مریم جان شعرهات همجنان ما را مست میکند

آذر کیوان

سلام مریم جان شعرهات همجنان ما را مست میکند

صائب

زیبا بود [گل]

مهیاس

دده کی اعصابتوبهم زده؟؟؟ خیلی قشنگ بودهرکی بوده حالشوگرفتی

پاپی

سلام مریم جان خوشحال میشم تبادل لینک کنیم[گل]

پاپی

سلام مریم جان خوشحال میشم تبادل لینک کنیم[گل]

پاپی

سلام مریم جان خوشحال میشم تبادل لینک کنیم[گل]