مسافر غریبه ام....

مسافر غریبه ام
تو در هوای بودنی ...
میان لحظه های بی نفس
و رهسپار ماندنی ،تو عاشق سرودنی ...
ومن اسیر جسم خود ودر هوای رفتنم
کجاروم زسنگلاخ عاشقی رها شوم؟
کجار وم کمی ،فقط کمی ،دوباره بنده ی خداشوم؟
ویا برای شادی هزار چشم منتظر،
همین یکی دوثانیه دعا شوم،دعا شوم؟
مسافر غریبه ام
دگر دوای درد من نباشد این سکوت وشعر
سکوت زخم من شد و
نمک شد این صدای شعر...
تیماءپاییز90
/ 16 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسيني

عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ، بلکه نداشتن کسي است که البفاي دوست داشتن را برايت تکرار کند، و تو از او رسم محبت بياموزي . عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ، بلکه گذاشتن سدي در برابر روديست که از چشمانت جاريست. عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ، بلکه پنهان کردن قلبي ست که به اسفناک ترين حالت شکسته شده . عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ، بلکه نداشتن شانه هاي محکمي ست که بتواني به آن تکيه کني ، و از غم زندگي برايش اشک بريزي . عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ، بلکه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگي ست ، که مجبوري آخرش را با جدائي به سرانجام رساني . عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ، بلکه نداشتن يک همراه واقعيست که در سخت ترين شرايط همدم تو باشد . عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ، بلکه به دست فراموشي سپردن قشنگ ترين احساس زندگي ست . عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ، بلکه يخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست

ژیلاراسخ

سلام مریم خانم گل مسافر غریبه را خیلی زیبا سرودید [گل][گل]

مصطفی

وااای چرا من دیر رسیدم[ناراحت] اون دوران جاهلیت که می رفتیم DoTA بازی می کردیم این جور وقتا که یه اتفاقا خفن می افتاد می گفتیم Goooooooood like! خیلییییییییییییی قشنگ بود یهو به هیچ دلیل یاد شعر سیاوش افتادم: مسافر شهر غمي . . . . .غريبي مثل خودمي تو صورتت ر از غمه . . . . . غصه داري يه عالمه دوست داري درد دل كني . . . . . دلت گرفته از همه

ص.س

سلام خوبین ؟ یه مطلب جدید نوشتم دوست دارم نظرتونو بدونم چون ماشالله نوشتهاتون خیلی قویه میگم منتظر نظرتونم .. مرسی

سهراب سا

سلام . زیبا و دلنشین بود درود زیاااااد به شما[گل][گل]

آذر کیوان

مریم چرا من بهت سر نزده بودم!! شعرهات به من فرصت تنفس میده بی نظیر بود

خلیل صارمی نایینی « ناصر»

سلام دخترم تو غریبه من غریب***هر دو خالی از فریب واما بعد: عشق آن بگزین که جمله اولیا***یافتند از عشق او کار و کیا عشقهایی کز پی رنگی بود***عشق نبود عاقبت ننگی بود ****** و ای مریم پاک ای روح شعرم دعا شو دعاشو ویک لحظه غرقِ خدا شو اگر چند روزی همه درد بودی ازاین پس بیا تا نفس های آخر دوا شو دوا شو. با خواندن شعر زیبایتان همراه با رقص موزون واژه ها حس غریبی داشتم. جز این چه بگویم؟ هزار آفرین

محمد نجفی

سلام خانم وزیری سعادت نداشتم اشعار نیمایی تونو ببینم.اما الان دیدم. و واقعا لذت بردم. قلمتون تواناست حتی در غیرکلاسیک. روزگار به کامتون.[گل]