من و وتو برده ی تقدیر پراز از ابهامیم چه بگویم؟به خدا،فاصله جریان دارد *********************** اینجا خلوتگاه تنهایی های من است و این خطوط همه ی زندگی من است ،دلنوشته هایی که با آنها زندگی می کنم ،حرف می زنم ،می نشینم وگاهی اوقات این واژه ها آدم می شوند واشک می ریزند. شاعر نیستم از دل می نویسم و حرف دل را به جان می پذیرم .کوچک تر از آنم که برای خودم تخلصی انتخاب کنم اما به دلیل تشابه اسمی با یک دوست عزیز به پیشنهاد دوستان تخلص" تیماء" به معنی بیابان را برگزیدم . استفاده از مطالب با ذکر نام بلامانع است .دوستان عزیز بدون اجازه گرفتن در استفاده از دلنوشته های بنده مختارید. مریم وزیری(تیماء)متولد 1368کارشناس ارشد علوم تربیتی ،مدیر دبیرستان دولتی دوره ی اول **************** دگر دوای درد من نباشد این سکوت وشعر سکوت درد من شد و نمک شد این دوای شعر
  :: مریم وزیری(تیماء)

دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ

دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ




من فرزند آدم

خدایا خط من را می شناسی همان نازک دلِ نازک خیالم

دلم از این زمین غصه سردو  دلم آنجا ومحتاج دوبالم

خدایا خواب دیدم بال دارم!  و در حال پریدن سوی افلاک

میان شعرها پر می زدم من  میان شعرهای خالی از خاک

دمی نوری به قلبم خانه می کرد ویکدم لای مژگانم ترانه

لبانم پر زتسبیح تو میشد و در هریاربم اشکم روانه

هزاران چشم با من حرف میزد ندیدم بین آنها آشنایی

برای اینکه آنجا حرف میزد به جای هر دوچشمی یک خدایی

هزاران قلب آنجا می تپید  وبه هر ضربه پر از احساس بودند

خدایا قلبها آنجا نه از سنگ همه یکرنگ چون الماس بودند

در آنجا دوستی رنگ تو را داشت نه صدرنگ ونه سرشار از ریا بود

محبت رایگان بود و صداقت تمامش از سر شرم وحیا بود

.....

خدا از خواب شیرینم پریدم ودر خاک پر از فتنه نشستم

دو بالم را چرا از من گرفتی ومن فرزند آدم خسته هستم

زفرزندان آدم غصه دارم که هریک صد بساط از سیب داریم

دو صد شیطان زدستمان فراری ولی گوییم سویت رهسپاریم

این شعر در شرایط خاصی سروده شده و فقط دلنویسیه ...من هم یکی از فرزندان آدمم که شیطان رو فراری دادم....

دکتر شریعتی می گه:سالهاست شیطان فریاد می زند ،آدم پیدا کنید من سجده خواهم کرد.!!

 



:: برچسب‌ها: چهار پاره
نویسنده : مریم وزیری(تیماء)
نظرات ()
آخرین عناوین مطالب