من و وتو برده ی تقدیر پراز از ابهامیم چه بگویم؟به خدا،فاصله جریان دارد *********************** اینجا خلوتگاه تنهایی های من است و این خطوط همه ی زندگی من است ،دلنوشته هایی که با آنها زندگی می کنم ،حرف می زنم ،می نشینم وگاهی اوقات این واژه ها آدم می شوند واشک می ریزند. شاعر نیستم از دل می نویسم و حرف دل را به جان می پذیرم .کوچک تر از آنم که برای خودم تخلصی انتخاب کنم اما به دلیل تشابه اسمی با یک دوست عزیز به پیشنهاد دوستان تخلص" تیماء" به معنی بیابان را برگزیدم . استفاده از مطالب با ذکر نام بلامانع است .دوستان عزیز بدون اجازه گرفتن در استفاده از دلنوشته های بنده مختارید. مریم وزیری(تیماء)متولد 1368کارشناس ارشد علوم تربیتی ،مدیر دبیرستان دولتی دوره ی اول **************** دگر دوای درد من نباشد این سکوت وشعر سکوت درد من شد و نمک شد این دوای شعر
  :: مریم وزیری(تیماء)

دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ

دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ




دل دسته دوم

شعرهایم پوچند...واژه ها بی چیزند

حرفها رو به تمام ...فصل ها پاییزند..

همه شاعر هستند..گفته هاشان شیرین

مشکل از قلب من است ،چشم هایم ریزند..

محوو در گیرم باز پی یک قلب جدید

قلب ترگل ..مرگل ..تازه وترد وسپید

دگر این دل ،دل نیست ..تاکه شاعر بشود

وتحول ودعا ...سجده ای در شب عید

درچوبی کهنه..وصله هایی برتن

گام هایی شکری،دستهایم با من..

محو یک سمساری باهزاران جنسم.......

خیره در چشم خدا..چشم های یک زن:

آه دنیا خالیست ..مثل این سماریست

همه چیزش کهنه..خنده اش بیماریست

مرگ هم گاه به گاه ..می نویسد از ما

مرگ هم سرنزند..بودنم اجباریست

خسته آوایی سردگوش من را پرکرد..

ناله اش نصف جنون...مویه اش آخر درد

آه...زخمم کاریست...زندگی اجباریست

بیدلی اینجا نیست؟نیست حتی یک مرد؟؟

پاها اوج گرفت ..گام ها مرتعشند..

چه صدایی عجبا"دلخوش  سیری چند؟؟""

بیدلی،مردی ..هم  دگر افسانه شده

توچرا اینجایی ..تو اسیری بی بند؟

ناله ات از سرچیست ..چیست موجود عجیب

تن زخمی داری؟نیست یک کهنه طبیب

"شکل پنجی برعکس"..آن دلی کوچک بود

دل دسته دوم ..پرعطر گل سیب

زودبرداشتمش دست من خالی بود

عمر آن دل انگار ..بیست و چند سالی بود

لای لالا..ای دل..لای لا لا..تنها

من واو تنهاییم..همه چیز عالی بود

دل دسته چندم؟دل یک پیرزنی؟

من وتو مثل همیم ..نکند قلب منی؟

دل من کهنه شد و دور انداختمش

صاحبت مریم نیست؟تو میان کفنی؟

چشم هایش پرخون...چشم هایم کورند..

حرفهامان جنس ..غصه هایی دورند

باز از مهر بگو ..من پشیمانم... دل!!

قطره قطره شعری..کینه ها در گورند

زخم هایت  همه از جنس ناخن هایم

می شود برگردی ؟مثل تو تنهایم

تو خودت معصومی ...بی نهایت پاکی

من ولی بیمارم ...تو همه دنیایم ...........

پ.ن:"پنج برعکس "اصطلاحی بود که از شعر شاعر دیگری که نامش را نمی دانم در ذهنم بود ..



:: برچسب‌ها: چهار پاره, مریم وزیری, معناگرا, دل دسته دوم
نویسنده : مریم وزیری(تیماء)
نظرات ()
آخرین عناوین مطالب