من و وتو برده ی تقدیر پراز از ابهامیم چه بگویم؟به خدا،فاصله جریان دارد *********************** اینجا خلوتگاه تنهایی های من است و این خطوط همه ی زندگی من است ،دلنوشته هایی که با آنها زندگی می کنم ،حرف می زنم ،می نشینم وگاهی اوقات این واژه ها آدم می شوند واشک می ریزند. شاعر نیستم از دل می نویسم و حرف دل را به جان می پذیرم .کوچک تر از آنم که برای خودم تخلصی انتخاب کنم اما به دلیل تشابه اسمی با یک دوست عزیز به پیشنهاد دوستان تخلص" تیماء" به معنی بیابان را برگزیدم . استفاده از مطالب با ذکر نام بلامانع است .دوستان عزیز بدون اجازه گرفتن در استفاده از دلنوشته های بنده مختارید. مریم وزیری(تیماء)متولد 1368کارشناس ارشد علوم تربیتی ،مدیر دبیرستان دولتی دوره ی اول **************** دگر دوای درد من نباشد این سکوت وشعر سکوت درد من شد و نمک شد این دوای شعر
  :: مریم وزیری(تیماء)

دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ

دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ




تسلیم !!!!!آدم می شویم !

انتهای ماجرا از یکدگر کم می شویم 
باز ظاهر سازی و انگار بی غم می شویم
ظاهرا صغری و کبری مان عقیم وپوچ شد 
بی نتیجه ماند منطق ،ساده مبهم می شویم !!!
داستانی کهنه در گیر هوایی تازه است 
محو در اسطوره ای از جنس مریم می شویم 
ثانیه!! آهسته تر !این روزها خورشیدی اند 
عقربه !لج می کنی؟ کم غرق ماتم می شویم ؟؟
شاعری را وقف شایدها و اما می کنیم 
پابه پای واژه ها بی شعر و شبنم می شویم 
خط تیره بین ما اندازه ی هفت آسمان
فاصله!جولان نده،تسلیم !!!!!آدم می شویم !
طبق هر بیت غزل بی هم شدن تقدیر ماست 
کنج رویاها ولی ما ضرب در هم می شویم .....



:: برچسب‌ها: غزل, تیماء, تسلیم !!!!!آدم می شویم !
نویسنده : مریم وزیری(تیماء)
نظرات ()
آخرین عناوین مطالب